تبليغاتX
همسايه با سايه


همسايه با سايه

بيا تا برايت بگويم /چه اندازه تنهايي من بزرگ است.

يك بانوي مسلمان شده از كشور آلمان گفت: تنها حجاب كامل مي‌تواند امنيت زنان را در جامعه فراهم كند.‌
وجيهه افشار گفت: حجاب كامل آن چيزي است كه در قرآن بر آن اصول تاكيد شده و ظاهر كردن بيش از آن حرام شده است كه اين حجاب مي‌تواند شامل هر نوع پوششي كه اين قوانين را دربر گيرد، شود.
وي اظهار داشت: در حال حاضر بدحجابي و بي‌حجابي برخي زنان مسلمان ايراني وضعيت نامناسبي را در جامعه اسلامي ايجاد كرده است كه ‌در شأن مسلمانان نيست و اثرات نامطلوبي در جامعه و فرهنگ آن ايجاد خواهد كرد.
وي ادامه داد: بدحجابي آثار مخرب‌تري را در جامعه در پي خواهد داشت كه اين وضعيت مشكلات زيادي را براي زنان ايجاد خواهد كرد و آسيب آن مستقيما به بانوان خواهد رسيد.
افشار با اشاره به اينكه نمي‌توان زنان را با اجبار و اكراه مقيد و پايبند به حجاب نمود، تصريح كرد: ترويج، تبيين و تعميق حجاب و پوشش اسلامي نيازمند يك سري برنامه‌هاي گسترده، عميق، منسجم و درازمدت فرهنگي است.
وي تاكيد كرد: رعايت حجاب بايد با آگاهي، درك و شناخت همه جانبه نسبت به اين مسئله ديني و اسلامي انجام شود در غير اين صورت رعايت آن كوتاه مدت، سطحي و مقطعي خواهد بود چراكه زنان قلبا به اهميت و لزوم رعايت آن اعتقاد و باور ندارند.
وي با بيان اينكه برخلاف ادعاي برخي افراد كه حجاب را عامل ركود و عقب‌ماندگي كشورها دانسته كه مانع حضور فعالانه زنان در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي مي‌شود، اضافه كرد: حجاب محدوديت‌آور نيست بلكه زمينه حضور زنان را در امنيت و مصونيت فراهم مي‌كند.
اين بانوي مسلمان شده خاطر نشان كرد: تحميل حجاب و پوشش اسلامي عملا نتيجه‌اي معكوس خواهد داشت و حتي در صورت رعايت ظاهري آن زنان در شرايط و موقعيت‌هاي ديگر رفتاري متضاد در اين زمينه از خود نشان خواهند داد و به بي‌حجابي تمايل پيدا مي‌كنند.
افشار تاكيد كرد: رعايت و اجرايي شدن حجاب كامل توسط بانوان در جامعه نيازمند فرهنگ‌سازي است تا علل رعايت آن نهادينه و تحكيم شود.
وي اظهار داشت: بر اساس آموزه‌هاي اسلامي حجاب عامل پيشگيري از اغلب ناهنجاري‌هاي اجتماعي و رفتاري است كه دشمنان با هدف قرار دادن اين اصل در تبليغات خود قصد رسوخ در جوامع اسلامي و گستراندن سيطره فرهنگي خود بر ملت‌هاي مسلمان به ويژه بانوان به عنوان پايه‌هاي اساسي فرهنگ جامعه را دارند.
اين مبلغه خارجي ادامه داد: حجاب زنان تعيين كننده نوع برخورد مردان با آنان است و برخورد مردان با زنان محجبه انساني‌تر و به دور از نيات جسماني است.
وي اضافه كرد: بي‌حجابي زمينه تحريك جنسي مردان و تهاجمات آن به زنان مي‌شود كه در نهايت منجر به لكه‌دار شدن حرمت انساني و اجتماعي زنان خواهد شد.


نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 10:44 توسط نفيس| |

دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنين گفته بود
« اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به ديدنش آمد
و ياد آورد وعده ديرينش شد :
« بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت :
« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست

***
دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت:

« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي.











نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 10:2 توسط نفيس| |

 

سلام.بعد از مدت ها میخوام آپ کنم و دلیل این مدت نبودنم را بگم.راستش یه سری گرفتاریهای

شخصی داشتم.اول اینکه تازه شنبه امتحانات دانشگاه تهرانم تموم شد.همه ی تابستونمو زهرمون

شد اونم به خاطر اغتشاشآت یه عده ارازل و اوباش دانشجونما که به تحریک بیگانگان ومنافقان

توهم برشون داشته بود که میتونن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را دچآر خدشه کنندغافل

از اتحاد مردم و حمایت آنها از رهبری.من که دعا میکنم خدا به راه راست هدایتشون کنه ودر

غیر این صورت لعنت خدا بر این جوانان گمراه ونادان که لیاقت زندگی دراین کشورامام زمان

را ندارند.

دوم اینکه دلم گرفته از بی معرفتی آدما.متاسفانه ما انقدر درگیر روزمرگی شدیم که

دیگه یادی از هم نمیکنیم واین خیلی بد هست برای همین دچار افسردگی شده واحساس تنهایی

میکنیم.واقعا این مدت کوتاه درکنار هم بودن را باید غنبمت شمارد.دلم میخواد همه کسانی را که

دوست دارم زود به زود ببینم وانقدر ازهم غافل نباشیم.دو روز دنیا ارزش نداره که انقدر ازهم

دور باشیم.

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 11:2 توسط نفيس| |


به بهانه 17تیر،سالروز مرگ لاله و لادن،با سرپرست تیم ملی

جداسازی دوقلوهای افسانه ای:دکتر ولی الله محرابی.

ماجرای دو قلوهای به هم چسبیده جالب است.اولین بار در آلمان 5هزار سال قبل یک مورد دوقلوی به هم چسبیده دیده شد.من تا به حال 14مورد دوقلو را از هم جدا کردم وبالاترین آمار را در این زمینه دارم.

این دو دختر از لحاظ شخصیت دو موجود کاملا متفاوت بودند.یکی اهل موسیقی و رقص بود،یکی اهل مطالعه و قرآن.حتی از نظر هورمونی هم با هم فرق داشتند و زمان عادت ماهیانه آنها هم یکی نبود.

لاله و لادن از مغز(جمجمه)به هم متصل بودند،طوری که نیمکره چپ یکی به نیمکره راست دیگری فشار آورده وباعث کوچک شدن آن وبزرگ شدن بیش از حد نیمکره دیگر شده بود.همه این  4 نیم کره داخل یک جمجمه قرار گرفته بودوسینوسی که خون مغزی را جمع آوری میکرد تا به مغز ببرد،مشترک بودواین یکی از موارد مشکل ساز در عمل جداسازی بود و باعث بالا رفتن خطر خونریزی میشد.این دودختر حدود 24 سال بود که به خاطر وضعیت خاصی که داشتند به پشت خوابیده بودند واین باعث شده بود استخوان پشت سری آنها ضخیم وکلفت بشود.با جدا سازی جمجمه در سر هر کدام از آنها یک حفره خالی به اندازه 12 در 18 س ایجاد میشد که ما سفارش دادیم که شرکت سوپا برای این دو حفره خالی ،دو جایگزین مصنوعی بسازد.

دولت آلمان پیشنهاد داده بود که عمل جدا سازی این دو قلوها را در قالب یک پروژه تحقیقاتی به عهده بگیرد ولی ما میخواستیم این کار را در ایران و به نام ایران انجام دهیم.

متاسفانه وسط بررسی های ما بود که لاله و لادن با هدایت نادریت اطرافیانشان یک باره ناپدید شدند و به سنگاپور رفتند و در عمل بر اثر خونریزی شدید ناشی از باز شدن سینوس مشترک جان باختند.در حالیکه حدااقل یکی از آنها را میشد زنده نگهداشت.

تنتنتنتتئ

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 20:19 توسط نفيس| |

 

اگربار گران بودیم ورفتیم/اگر نامهربان بودیم ورفتیم

بدین وسیله اعلام میکنم که اینجانب نفیسه ت از تهران دانشجوی ادبیات فارسی و حقوق به مدت دو ماه (با احتساب فرجه و ایام امتحانات)به قرنطینه واقع در ضلع شرقی خانه مادری به منظور آمادگی برای امتحانات منتقل میشود.

از شما دوستان تقاضا دارم با دعای خیرتان این بنده را در جهت موفقیت و سربلندی در امتحانات یاری 

کنید.

مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران /نگاهت گر به آن بالاست /در وقت دعا قلبت

مثال بید میلرزد/دعایم کن٬دعایم کن که من محتاج محتاجم.

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 19:8 توسط نفيس| |

 

سادیسم یا خوشگذرانی؟

"متلک ها اغلب به صورت گدوهی گفته میشوداما دراین میان پسری که تنهایی به دختری متلک میگوید٬ حتما اعتماد به نفس بیشتری دارد"اگربخواهیم به دنبال علت اصلی این پدیده اجتماعی باشیم میتوانیم از دیدگاه مردان بهتر به توصیفش بپردازیم.امیر۲۶ساله میگوید:عده ای برای سرگرمی وخوشگذراندن این کار رامیکنند٬اما عده ای هدفشان فقط آزار دیگران است که از دیدگاه روانشناسان به آن سادیسم یا دیگرآزاری میگویند.مثلا من شخصی را میشناسم که هرچقدردختر در جواب تکه پرانی هایش جواب رکیک ترو تحقیرآمیزتری بدهد او احساس لذت بیشتری میکند.

از دیدگاه مردان نحوه پوشش خانمها میتواند عامل موثری برای متلک پرانی تلقی شود.فرزاد میگوید:دختری که رنگ خاصی بپوشدولباس جلف به تن کندآدم بدش نمی آید به او تکیه ای بیندازد وحتی ممکن است استقبال هم بکند.طاهره معتقداست:بهترین جواب دراین مواقع سکوت است.البته درسنین کم مثل ۱۱یا ۱۲ سال دختران علاقه زیادی به جواب دادن به متلک مردان دارند.

ازدیدگاه زنان مردان برای خالی کردن عقده وجلب توجه ازسوی زنان اقدام به این کارمیکنند.

دکترفربدفدایی روانشناس میگوید:ازنظرجامعه شناختی زمانی که احساس خشم یا تمایلات ازضا نشده در وجودفردتلنبار میشودوجامعه نیز فرصتی برای رفع این نیازها به شکل سازنده در اختیار فرد قرارندهد٬تظاهراین کمبود را به شکل متلک گویی به زنان درخیابان های شهر میبینیم.این پدیده تنها مختص به جامعه ایران نیست برای مثال زنان نیویورک برای رویارویی با این مشکل٬سایتی را تشکیل داده اندواز افرادی که تحت آزار قرارگرفته اند دعوت میکنند تا از شخص مورد نظرعکس گرفته وبا ارسال آن به این سایت او را شرمنده ورسوا سازند.

*اگرجوانان به جای پرسه زدن در خیابانها به دنبال راهی اساسی ومفیدبرای گذراندن وقت خود باشند٬دیگرشاهد اینگونه رفتارهای سطحی نخواهیم بودو ایجاد ارتباط سالم و کارآمد ذر بین مردان وزنان وآگاهی درست جنسی ازسنین کم میتواند درجلوگیری از  بروز اینگونه رفتارها کمک کند.*

اگر شما دوستان عقیده  دیگری دارید و یا عوامل دیگری را برای رفع این موضوع در نظر دارید.ذکر کنید.

نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 12:25 توسط نفيس| |

به نام خداوند ویروس گارد


كنون رزم Virus و رستم شنو / دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي Disk داد / بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين Disk باشد يكي File ناب / كه بگرفتم از Site افراسياب

چنين گفت رستم به اسفنديار / كه من گشنمه نون سنگگ بيار

جوابش چنين داد خندان طرف / كه من نون سنگگ ندارم به كف

برو حال مي‌كن بدين Disk، هان! / كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه‌اش / شتابان به ديدار رايانه‌اش

چو آمد به نزد Mini Tower اش / بزد ضربه بر دكمه Power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت / مر آن Disk را در Drive اش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت / يكي List از Root ديسكت گرفت

در آن Disk ديدش يكي File بود / بزد Enter آنجا و اجرا نمود

كز آن يك Demo شد پس از آن عيان / با فيلم و موزيك و شرح و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد Hang / كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگرباره Reset نمود / همي كرد Hang و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد / ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود / بيامد كه ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش / وز آن Disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش / يكي ديسك Bootable آورد پيش

يكي Toolkit، Hard اندرش / چو كودك كه گردد پي مادرش

به ناگه يكي رمز Virus يافت / پي حذف امضاي ايشان شتافت

چو Virus را نيك بشناختش / مر از Boot Sector برانداختش

يكي ضربه زد بر سرش Toolkit / كه هر Byte آن گشت هشتاد Bit

به خاك اندر افكند Virus را / تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش / كه اين بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خريت مكن / ز رايانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار / نگيرد دگر Disk از اسفندیار

نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 13:23 توسط نفيس| |

 

ابعاد وگستره قاچاق زنان:

 

بسیاری از تحلیل گران مسائل زنان براین اعتقادندکه آنچه امروزه به صورت  

قاچاق زنان مطرح میباشد نسبت ورابطه ای با مساله بردگی دارد گه سرانجام

دراواخرسده نوزدهم وابتدای سده بیستم پس ازقرنها ملغی گردیدولیکن

برخی ابعادآن به گونه ای همچنان ادامه دارد.ازهمین رو قاچاق زنان را

بردگی نوین یا شکل نوین بردگی نامیده اند.

قاچاق زنان امری بسیارپیجیده است که گروههای جنایتکارسازمان یافته

درگیرآن میشوند.بهره کشی از زنان به هیچ وجه به بهره کشی جنسی

محدودنمیشودوابعادمختلفی رادربرمیگیرد کاراجباری٬ ازدواج اجباری٬

کار

دشوارخانگی و......رانیزشامل میشود.البته هنوز هم قاچاق زنان به منظور

روسپی گری وانواع بهره کشی جنسی مهمترین مقصودقاچاق راتشکیل

میدهد.

قاچاقچیان انسان زنان ودختران جویای کاررا باوعده شغل مناسب و

درآمدسرشارویا امیدبه پناهندگی واقامت درخارج فریب میدهندوآنان

راچون بردگان واسیران قرون گذشته درانبارکشتیها پنهان میکنند وباوضع

رقت باری به کشورهای اروپایی یادیگرکشورهای مقصدمیرسانند.اما بسیاری

از این مهاجران غیرقانونی به چنگ باندهای مافیایی می افتند وسراز مراکز

فساد درمی آورند.افزایش قاچاق زنان ودختران به خاطرسودسرشار

آن به  صورت یک فاجعه جهانی درآمده است.

دولت هانیز با همه ی کوششها واجرای طرحهایی جهت مبارزه با این

پدیده شوم ٬هنوزنتوانسته اندتوفیقی درجلوگیری از قاچاق انسان به

دست آورند.

                  

                                            

نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 14:3 توسط نفيس| |

عشق یعنی.....

 

عشق یعنی قطره ای ازرازها

                                   ازپرستوهاوازپروازها

                                                               عشق یعنی سایبان آرزو

                                   مثل بغضی بی بهانه درگلو

عشق یعنی تاابدزیبا شدن

                             قطره ها راکم کمک دریاشدن

                                                              عشق یعنی آیت احساسها

                                   شبنمی برلاله ها،بریاس ها

 

عشق یعنی هم اسارت دروفا

                                    درکلاس خستگی درس صفا

عشق  یعنی نمره های خوب وبد

                                      حل چندین مسئله،درجزرومد

 عشق یعنی یک سبدیاس سفید

                                     درغروب آرزوشعرامید

عشق یعنی روزگاری بی ریا

                                     بی ریاترازهمیشه باخدا

                                    

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:48 توسط نفيس| |

 

حدودا سی سال پیش بود که شما مصمم شدید"آقا بالا سر"نداشته باشید٬بر روی پای خودتان

بایستید٬خودتان سرنوشت خودتان را تعیین کنید وبنده وبرده ی غیرخدا نباشید.

.به همین دلیل آمریکا را جواب

کردید٬ دست رد برسینه ی شوروی وانگلیس وقدرتهای دیگرزدیدو عوامل آنها را بیرون ریختید.

و.....شایدفکرکردیدکه کار تمام شد.آنهابا طیب خاطرورضایت کامل رفتندودیگردل ودماغ بازگشتن ندارند.

اما چنین نیست ونبود.

همیشه مار دم بریده وپلنگ زخم خورده باز میگردد تا انتقام بگیرد واین سنت جنگلی است به نام جهان.

که هرکه درنده تر ووحشی تراست بالاترمینشیند وحق "وتو" هم میگیرد.

آنها یکسال بعد برگشتند وجنگ رودررو را آغاز کردند وهشت سال تمام پا برسینه ی ما گذاشتند وبهترین

گلهای ما را برچیدندو۰۰۰۰ وقتی دیدند ماهنوزبنای ماندن داریم وهمچنان نفس میکشیم این تلاش را هم

بی ثمریافتند.اما نرفتند٬فکرکردندتیشه را باید به ریشه بزنند وآن ریشه٬ اعتقاد ما بودو هست۰

والان تمام نیرو وتفکروابزار آنها برای این تهاجم بسیج شده است.البته این تهاجم سروصدا ندارد وبوق و

کرنا نمیخواهد.باهر کیلوهروئین میتوان کمربیست هزار جوان را شکست.

همین عکسها٬ مجله هاونوارهای ویدئو هرکدام سم مهلکی است که آرام به رگهای جوانان تزریق میکنند.

این نهایت سادگی است اگرفکرکنیم همه چیزاتفاقی است وهیچ برنامه ای در کار نیست.

و.....همین لباسهای غربی٬ شکل آرایش مو وتقلیدرفتار وحرکات دقیقا تستهایی است که آنها را به نتایج

میزان موفقیتشان واقف میکند.

پس بیاییدتصمیم بگیریم اینقدرساده نباشیم.همین.                                                            

(برگرفته از کتاب صمیمانه با جوانان/سیدمهدی شجاعی)      

نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:49 توسط نفيس| |

 

آتش امید

تنهابازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی ازسکنه ای افتاد‌.اوبادلی لزران دعاکردکه خدا نجاتش دهد٬اگرچه روزها افق رابه دنبال یاری رسانی ازنظرمیگذراند٬کسی نمیامد.سرانجام خسته وازپاافتاده موفق شدازتخته پاره هاکلبه ای بسازدتاخودراازعوامل زیانبار محافظت کندودارایی های اندکش رادرآن نگهدارد.

اماروزی که برای جستجوی غذابیرون رفته بود٬به هنگام برگشتن دیدکه کلبه اش درحال سوختن است ودودی ازآن به آسمان میرود.ازشدت خشم واندوه درجاخشکش زد٬فریادزد:خدایاچه طور راضی شدی بامن چنین کاری بکنی؟

صبح روزبعدبا صدای بوق کشتی که به ساحل نزدیک میشدازخواب پرید.کشتی آمده بود٬نجاتش دهد.مردخسته ازنجات دهندگان پرسید:شماازکجافهمیدید من دراینجاهستم؟

آنهاجواب دادند:مامتوجه علایمی که بادودمیدادی شدیم.

وقتی که اوضاع خراب میشود٬ناامیدشدن آسان است.ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی درمیان  درد و رنج٬دست خدا در کار زندگیمان است.

نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:31 توسط نفيس| |

به احتمال زیاد بارها با این سوال مواجه شده ایدکه عشق بهتر است یا دوست داشتن؟

دوست داشتن امری است روحانی ورو به خود دارد یعنی من اگرغذایی رادوست دارم برای خودم دوست دارم، نه به خاطرخودش.ولی عشق امری است عرفانی ورو به طرف مقابل دارد یعنی من اگرعاشق مادرم هستم به خاطرمادرم این احساس را دارم.

توضیح آنکه دوست داشتن چیزخوبی است ولی کمی خودخواهانه است، درحالیکه عشق ورزیدن خداخواهانه ونیاز به معرفت وایثاردارد.دوست داشتن آموختنی وقابل اندازه گیری است مثل زیبایی ولی عشق داشتن آمدنی است وغیرقابل اندازه گیری مثل فریبایی.

دوست داشتن وعشق ورزیدن رادراین شعر معروف میتوان ازهم تفکیک کرد:                                    

تومومیبینی ومن پیچش مو                        توابرومن اشارتهای ابرو                                         

 اگربر جای مجنون تو نشینی                      به گیتی بهتر از لیلی نبینی

ازاین شعرمیتوان چنین نتیجه گیریهایی کرد:                                                                               

۱-دوست داستن مطلق است ولی عشق داشتن نسبی.

۲-دردوستی بایداصالت خودرا یافت ودرعشق ورزیدن اصالت طرف را.

۳-دوستی درجاتی دارد:جانی،مالی،زبانی، ولی عشق درجه پذیرنیست.

۴-دوستی ازجنس خاک است وعشق ازجنس افلاک.

وگفته میشود ازدواج بادوست داشتن شروع میشود وباعشق ورزیدن ادامه می یابد،اما امروزه باگذشت چندروز از آشناییها جوانهادم از عاشق شدن میزنند،واقعاچقدراین عشقهای آتشین پایداراست؟؟

نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:49 توسط نفيس| |

کاش .....

کاش میدانستیم

زندگی با همه ی محنت خویش

جای غم خوردن نیست

جای پژمردن نیست

زندگی جنبش و جاری شدن است

در ره راز ونیاز

تا به جایی که خدا میداند.

 

نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:49 توسط نفيس| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست